پاپ جدید
بعد از یک هفته سر و کله زدن و شل کن سفت کن در آوردن کاردینال ها تخم دو زرده کردند و یک آلمانی را برای پاپ جدید انتخاب کردند. آدمی 78 ساله که شاید وقتی سرفه می کند گوزی هم همراهش صادر می شود را به ماتحت همه ی کاتولیک های جهان تپاندند. آمریکای لاتینی ها و آفریقایی ها دلخوش نیستند و نا رضایتی خود را در مصاحبه هایی که کرده اند ابراز کرده اند. ولی دست آخر اضافه کرده اند که می پذیریم، چرا که کاتولیک هستیم. این پذیرش، این قبول هر چه که به خوردت می دهند، این باور به دین و سردمدارانش همیشه بیشترین لطمه را به باورمندان زده است. حتی اگر مخالفی بپذیر. وظیفه ی کاتولیکی( اسلامی، کلیمی، بودایی و.. مذهبی ) تو به تو حکم می کند که هر چه را بزرگان قوم مذهبت می گویند بپذیری. اگر خیال رفتن به بهشت را داری، اگر می خواهی که آمرزیده باشی، اگر می خواهی که دست کم آن دنیا را( اینجا که چیزی گیرت نمی آید و بزرگان قوم دینت همه را برای خود می خواهند) می خواهی حرف گوش کن باش و به زبان محترم ِزر زیادی نزن! این در همه ی ادیان بوده و هست و خواهد بود. این یکی از اصلی ترن پایه های هر مذهبی ست. چرا که اگر ُجربزه ی سئوال و سر پیچی باشد پایه ی دین خواهد لرزید و این را هیچ کله گنده ی مذهبی تاب نمی آورد. اطاعت اصل دین است. اطاعت و فرمانبری پایه است. مباد که پایه ی دین رالرزشی افتد که سقوط در راه خواهد بود. دین را با منطق کاری نیست. دو مقوله ی جدا. اگر هم کاری باشد آنقدر است که پایه را نلرزاند. کیست که بتواند در کار آفریدگار پرسشی بیابد؟ و هم از آن رو با برگزیدگانش که یکی شان همین 78 ساله ی آلمانیست که بزودی ریق رحمت را سر خواهد کشید. عین هر انسان دیگری. بیمار خواهد شد و بعد هم بدنش تاب نمی آورد و به رحمت ایزدی خواهد پیوست. مثل هر انسان دیگری. یا که بر اثر کهولت سن. شب می خوابد و بامدادش بر نمی خیزد. در کنار این ها، می خواهم بگویم چرا پاپ نمی تواند جوان باشد. به دو دلیل روشن. جوان هم پاک است و هم نو آور. پیر هم ناپاک است و هم خرف! این را به این معنی نمی گویم که هر سالمندی دچار انحراف ذهن شده است و یا ُمخش معیوب است. به این معنی می گویم که بیشتر انسانها با سالمند شدن در باورهای خود مصر تر می شوند و ذهن به جهت کهولت نو آور نیست. خرفتی نا خواسته. خرفتی به معنی ی بسته بودن. درِ تازه گی را بستن. سوراخهای هوای تازه را مسدود کردن. به این معنا. ولی چرا جوانها رابر نمی گزینند؟ بهانه اینست که تجربه ندارد. در راه رستگاری سال ها باید سپری کرد که جوان نکرده است. پاک نیست.( که همه می دانیم انسانها تا جوانند پاک ترند. تجربه در میان انسانها پدر سوختگی را به همراه می آورد). پیر مرد اما ظاهرش گول زن است. آرام راه می رود. آرام می خندد. و از کار افتاده است و... ( بیشتر این کشیشهای بچه باز که به بیش از ششصد کودک در آمریکا تجاوز کرده بودند، در مقابل مسیح مصلوب و زیر دست و پای به میخ کشیده اش، میانسال و پیر بودند. زیر بیست و پنج سال نداشتیم. همه عاقل وبالغ و ُپر تجربه. همین پاپ خدا بیامرز لهستانی هم به کشیشی که کارها روبراه کرده بود و با دادن رشوه و حق السکوت قضیه را ماست مالی کرده بود رتبه داده بود. تازه این باید رسمش باشد. یکی که از خودمان باشد. کسی که تجربه های ما را دارد. می داند چه بگوید و کجا بگوید. 78 ساله یعنی دیگر همه چیز در ذهنش یخ زده است. مانند نواری که تکرار می شود همان کهنه های هزاران ساله را نشخوار می کند و رهروان از همه جا بی خبرش هم غش می کنند و ضعف می کنند و به خیالشان به آفریگار نزدیک تر می شوند. این سنت و راه را عوض نمی باید کرد. سنت را گرامی باید داشت. سنت شکنی در هیچ مذهبی روا نیست و سنت شکن را نه بلای آسمانی بل مکافات زمینی خواد بود. تا کی باشد تا این رهروان از خواب غفلت بیدار شوند و بدانند که آفریدگار را در هر کجا می شود یافت و نه تنها در دیر و مسجد و کلیسا. به امید آنروز.